تبليغاتX
برای من ... برای تو ... واسه تنهاییمون

برای من ... برای تو ... واسه تنهاییمون

22 بهمن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 13:12  توسط DIANA_TN  | 

چقدر دلم برای بچه های تیم تنگ شده ...

ایکاش بازم بتونم برم ...

ازهمینجا یه سلام مخصوص میفرستم به بچه های تیم فراز به خصوص سارا ...

به زودی بهتون می پیوندم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 13:7  توسط DIANA_TN  | 

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 16:8  توسط DIANA_TN  | 

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 16:5  توسط DIANA_TN  | 

حافظا کجایی ؟؟؟

این شعر از آقای شهریار حنیفه زاده است ...

اگه خوشتوون اوومده  برید تو ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 13:5  توسط DIANA_TN  | 

خداحافظی ...

این پست آخرم برای خداحافظیه ... 

من دارم میرم ... 

خداحافظ ...

اما بعد امتحانا دوباره میام ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1388ساعت 9:3  توسط DIANA_TN  | 

امید وارم گروه 7 همیشه پابر جا بمونه و پیشرفت کنه برای همه ی اعضا هم آرزوی موفقیت دارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 17:13  توسط DIANA_TN  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 17:4  توسط DIANA_TN  | 

یه خواهش کوچولو ...

دوستان عزیز لطفا از عکس هایی که اینجا میزارم سو استفاده نکنید ...

چون اینا کارای خودمه میخام به اسم خودم باسه ....

ازهمتون وونونم ...

به امید موفقیت همتون ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 15:3  توسط DIANA_TN  | 

رو سینه را چون سینه ها هفت آب شوی از کینه ها ... وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو


+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 14:59  توسط DIANA_TN  |